السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

246

تفسير الميزان ( فارسي )

از آنچه غير خدا است ، چون خود آسمانها و زمين نيز داخل در اين استدلالند و استدلال منحصر به موجودات داخل آسمانها و زمين نيست هر چند كه از نظر تحت اللفظى آسمان و زمين جز موجودات داخل در آن دو نيست . و چون مضمون آيه يعنى امر و نهيى ، كه در آن آمده هدايت عامه بشر به سوى خير بشر بود ، خير دنيا و خير آخرتش ، لذا دنباله آيه فرمود : * ( « وَكَفى بِاللَّه وَكِيلًا » ) * يعنى خدا ولى همه شؤون بشر است و مدبر امور شما انسانها است ، شما را به سوى آنچه خير شما در آن است هدايت و به سوى صراط مستقيم ارشاد مىكند . « لنْ يَسْتَنْكِفَ الْمَسِيحُ أَنْ يَكُونَ عَبْداً لِلَّه وَلَا الْمَلائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ » اين جمله احتجاجى ديگر بر فرزند نداشتن خداى تعالى و در نتيجه بر معبود نبودن مسيح ( ع ) به قول مطلق است ، چه اينكه آن جناب براى خدا فرزندى فرض بشود و چه اينكه سومى از سه خدا دانسته شود ، زيرا مسيح بنده خدا بود و ابدا از بندگى خدا عار و استنكاف نداشت و اين مطلبى است كه مسيحيان نيز آن را منكر نيستند ، انجيلهايى هم كه به عنوان كتاب مقدس در دست ايشان است آن را انكار ندارد ، بلكه صريح است در اينكه عيسى خدا را بندگى مىكرد و براى خدا نماز مىخواند و اگر خود او خدا بود ديگر معنا نداشت كه خداى كوچك يا به عبارت ديگر خداى پسر براى كسى عبادت كند ، چون در اين صورت او نيز از سنخ خدا و معبود خلق بود و معنا ندارد كسى خودش را بپرستد و عبادت كند و يا يكى از دو خداى ديگر را بپرستد ، چون بنا بر اقنومهاى سه گانه وجود عيسى منطبق بر آن خدايان ديگر هست و ما ، در مباحثى كه پيرامون مسيح داشتيم در اين باره بحث كرديم . « ولَا الْمَلائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ » اين جمله گفتار را تعميم داده ، شامل ملائكه نيز مىكند ، چون حجت مذكور عينا در ملائكه نيز جريان دارد ، در نتيجه برهانى مىشود عليه كسانى چون مشركين عرب كه مىگفتند : ملائكه دختران خدايند ، پس مىتوان گفت : اين جمله استطرادى است ، يعنى چون جاى گفتنش بود از باب « الكلام يجر الكلام » حرف ، حرف مىآورد در وسط آيه آمده است . و اگر در اين آيه كه فرموده : « لنْ يَسْتَنْكِفَ الْمَسِيحُ أَنْ يَكُونَ عَبْداً لِلَّه وَلَا الْمَلائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ » ، از عيسى بن مريم ( ع ) تعبير كرد به مسيح و همچنين اگر ملائكه را توصيف كرد به مقربين ، براى اين بود كه اشاره اى هم به علت اين دو وصف كرده باشد ، يعنى بفهماند اگر گفتيم : عيسى بن مريم ( ع ) از عبادت خدا استنكاف ندارد ، براى اين